بخش اول
امروزه مواد مخدر به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل جرم زا در کشور ما شناخته شده است . بسیاری از مشکلات و بحران های خانوادگی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی معلول این پدیده شوم و خطرناک می باشد ، به گونه ای که 60 درصد زندانیان کشور را متهمین و مجرمین مستقیم مواد مخدر (قاچاقچیان و معتادان ) تشکیل می دهند و اگر آمار طلاق ها ، اختلافات مالی ، قتل ها ، آدم ربائی ها ، سرقت ها و نزاع هایی که ریشه آن ، استعمال یا قاچاق مواد مخدر است به آن اضافه کنیم این رقم بسیار فراتر خواهد رفت .

نظام جمهوری اسلامی پس از استقرار ، تلاش فراوانی به منظور رفع این معضل انجام داده است ؛ از جمله اینکه سه بار قوانین مربوط به مبارزه با مواد مخدر مورد تجدید نظر قرار گرفته و هر بار مجازات ها به نحوی تشدید شده است. هزینه های کلانی صرف مبارزه و درگیری با قاچاقجیان شده است و بیش از دو هزار شهید به جای مانده است .

تعریف اعتیاد و مشخصات آن :

اعتیاد را عادت کردن ، خو گرفتن و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند . به عبارت دیگر ابتلای اسارت آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود ، اعتیاد نام دارد .

تعریفی که در سال 1950 توسط کمیته متخصصین تشخیص مواد اعتیاد آور ( وابسته با سازمان کمیسیون بهداشت جهانی ) است ، ارائه شد به شرح زیر است:

اعتیاد به مواد مخدر ، مسمومیت حاد یا مزمنی است که مضر به حال شخص و اجتماع می باشد و زائیده مصرف دارویی طبیعی یا صنعتی به شمار می رود و خصوصیات این حالت عبارت است از :

1 . وجود نیاز و احتیاج به ادامه استعمال دارو و به دست آوردن آن به هر طریقی که ممکن باشد .

2 . وجود یک علاقه شدید ، گرایش نسبت به ازدیاد میزان مصرف دارو که به نام افزون طلبی مشهور است .

3 . یک وابستگی روانی یا جسمی به اثرات داروهای اعتیاد آور بدین نحو که وقتی به دارو دسترسی نیابد ، اثرات روانی و جسمی که به آثار قطع دارو مرسوم است ، دوری ظاهر می گردد .

بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی معتاد فردی است که براثر استعمال مکرر و مداوم به مواد مخدر یا دارو و یا سایر مواد متکی است و داری مشخصات چهارگانه زیر است :

1 . در اثر مصرف مکرر مواد یا دارو ، عادت روانی ایجاد می شود و این عادت فرد را به علت نیاز و تمایل روانی به سوی مواد مخدر یا دارو به حد وسواس تشویق و ترغیب نماید .

2 . برای نگهداری اثری که منظور و مطلوب معتاد است ، تعداد مواد مصرفی رو به افزایش رود .

3 . در اثر قطع مواد مخدر یا دارو ، علائم خاصی در معتاد ظاهر می گردد که آن علائم به نوع مواد مخدر یا داروی مصرفی بستگی دارد .

4 . اعتیاد به مواد مخدر یا دارو برای فرد یا جامعه زیان آور باشد .

فرآیند اعتیاد

اعتیاد به هر نوع از مواد مخدر که باشد طی یک فرآیند سه مرحله ای انجام می گیرد که این گام های خانمان سوز عبارتند از :

1 . مرحله آشنایی :

در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا می شود .

2 . مرحله میل به افزایش مواد :

در این مرحله بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می کند ، بعد از مدت ها استفاده نا مرتب از مواد مخدر ، شخص دچار شک و تردید شده ، برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می زند .

3 . مرحله اعتیاد (بیماری )

در این مرحله ، بعد از شک و تردید و شاید مدتی ترک اعتیاد ، شخص سرانجام به مرحله اعتیاد واقعی      می رسد که اگر مواد مخدر کم یا بدون رعایت  ترتیبات لازم ناگهان قطع شود ، نشانه های محرومیت بروز   می کند . مصرف هروئین به سرعت موجب اعتیاد می شود ، تریاک پس از مصرف دارو و حدود یک ماه متوالی به چنین مرحله ای می رسد .

علل و انگیزه های اعتیاد :

دوره جوانی زمان بحران و شورش است و جوان با توجه به ویژگی های خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه ممکن است به بیراهه کشیده شود .

نتایج بررسی ها نشان می دهد که با افزایش سن ، زمینه های اعتیاد کاهش می یابد و همه گروه های سنی به طور یکسان در معرض اعتیاد قرار ندارند و این آسیب پذیری بیشتر در سن نوجوانی و جوانی دیده می شود .

ـ بعضی افراد بی اراده در اثر تماس با دوستان معتاد و از روی کنجکاوی ترغیب و آلوده می شوند .

ـ در اکثر اوقات عوامل روانی و فشارهای عصبی ، کششی برای اعتیاد در فرد به وجود می آورند .

ـ نا بسامانی های زندگی ، بیکاری ، فرار از مشکلات و عدم توانایی فرد از رو به رو شدن با آنها یا مسائل اجتماعی دیگر از عواملی هستند که موجب می شود شخص ، مواد مخدر را پناهگاهی تلقی کرده و به آن پناه ببرد .

ـ تنهایی ، احساس بی پناهی ، مشکلات خانوادگی و شکست های اجتماعی نیز ممکن است فرد را به طرف اعتیاد سوق دهد .

ـ اختلافات خانوادگی ، تضاد و کشمکش بین والدین موجب می شود که از فرزندان مراقبت کافی به عمل نیاید و در نتیجه ممکن است گرفتار دوستان ناباب شوند و به اعتیاد گرفتار آیند .

ـ فراوانی مواد مخدر و تهیه آسان آن ، تاثیر بسیاری در معتاد کردن افراد زود باور به ویژه جوانان دارد .

 

عوامل موثر در ایجاد اعتیاد :

با توجه به این که اعتیاد ، مسمومیت مزمنی است که برای فرد و جامعه مضر است بنابر این باید به علت و چگونگی گرایش به اعتیاد توجه کرد و آن را به عنوان یک مساله اجتماعی که از شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی ناشی می شود مورد توجه قرار داد . از جمله عواملی که در ایجاد اعتیاد می توانند موثر باشند    عبارتند از :

1 . عوامل فردی :

معمولاً مصرف دارو و تاثیر آن بر روی سلسله اعصاب افراد  به دو صورت می باشد . مثبت و منفی ؛

*  اگر مصرف دارو برای انسان مثبت باشد یعنی شخص از مصرف دارو احساس لذت جسمی و روحی ببرد ، برای کسب لذت مجدد سعی می کند روزهای دیگر به هر طریقی و از هر راهی مقدار ی مواد مخدر به دست آورده و مصرف کند . متاسفانه باید به این واقعیت تلخ اعتراف کرد که افراد واسطه و تولید کنندگان از طریق بر پا کردن مجالس میهمانی به اصطلاح دوستانه سعی می کنند هر بار عده بیشتری از جوانان بی تجربه و نا آگاه را در میهمانی های ساختگی خود ، دعوت نمایند تا بتوانند به عنوان شکارچیان ماهر طمعه های جالبی برای خود دست و پا کنند و اغلب شکارچیان آنها جوانان خوش قیافه ، خوش برخورد از هر دو جنس مخالف برای جلب نظر دو گروه جنسی متفاوت هستند چون هر کس پس از چند بار مصرف معتاد شده و برای درمان به دارو گرایش پیدا می کند .

* اگر اثر دارو منفی باشد ، ممکن است با اولین مصرف حال فرد به هم خورده و دیگر به قصد تجربه به مصرف مجدد نپردازد . متاسفانه درصد اینگونه افراد با این خصوصیت جسمی خیلی کم است .

ـ عده ای که در مجالس دوستانه و یا میهمانی که از این گونه مواد مخدر مصرف می کنند ، حضور دارند مصرف دیگر ان حس کنجکاوی آنها را تحریک نموده و تصمیم به تجربه می گیرند و متاسفانه اولین مصرف دارو در  اغلب مردم موثر است و همین کنجکاوی کم کم آنها را به مصرف آن می کشاند .

ـ  علت دیگری که برای کشش به طرف دارو است ، افراد فکر می کنند ، با مصرف دارو گرفتاری های فردی آنها به دست فراموشی سپرده می شود .و چون دارو اثر تخدیری دارد اغلب تا مدتی آنها را نسبت به مسائل و مشکلات بی تفاوت می کند و همین فرار از زیر مشکلات فردی ، عامل عمده ای برای کشش به طرف مواد مخدر است .

از نقطه نظر روان شناسی عقیده بر این است که اعتیاد به طور غیر مستقیم واکنش و پاسخی است تخریبی در برابر واکنش های غیر قابل تحمل درونی و بیرونی که از طریق آن ، فرد تلاش می کند مسائل و مشکلات خود را کاهش داده و التیام بخشد . فردی که دچار اعتیاد می شود و به عبارتی دچار اختلال رفتاری ، هیجانی، شناختی است و مانند سایر افراد ، انسانی است که دوست داشته به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت دیگران قرار گیرد . او خواهان ابراز وجود بوده ، دوست داشته عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد . استقلال داشته باشد و قبول مسئولیت نماید .

واقعیت این است که شخصیت افراد در تقابل با جامعه شکل می گیرد حال اگر در جامعه به کودک و نوجوان بها داده شود و برای آنها امنیت روانی ، اجتماعی ، فرهنگی فراهم گردد و فرصت تامین استقلال فکری ، شغلی و تربیتی به آنها داده شود ، بدنبال بزه ، کجروی و اعتیاد نمی روند ، یعنی در چنین جامعه ای نیاز های روانی افراد تا حدودی تامین شده و افرادی که نیازهای اساسی روانی شان تامین شود به آسانی می توانند به کنترل رفتارهای خود اقدام کنند و مبتلا به اختلالات رفتاری و اعتیاد نشوند .

در مصاحبه هایی که با معتادان گروه های سنی مختلف صورت گرفته و محور مصاحبه نیز زیر سازهای روانی یا به عبارتی نیازهای اساسی روانی بود ، معتادان چندین نیاز را به وفور بیان کردند که به تعدادی از آنها که بطور ناخود آگاه در گرایش افراد به اعتیاد از فراوانی بالایی برخوردار بوده ، عبارتند از :

ـ نیاز به محبت

ـ نیاز به داشتن منزلت و موقعیت اجتماعی در جامعه یا گروه

ـ عدم ایجاد فرصت برای افراد جهت ابراز وجود

ـ نداشتن فلسفه زندگی و احساس عجز و پوچی به خصوص در جوانان

ـ نداشتن هدف در زندگی

ـ بی نظمی در زندگی

ـ احساس ناامنی ( عدم امنیت فردی و اجتماعی )

2 . عوامل خانوادگی :

* زمینه های خانوادگی :

متأسفانه اغلب افرادی که در خانواده های معتاد متولد می شوند و پرورش می یابند ، تکرار مصرف اعضای خانواده برایشان عادی شده و ترس از تجربه مصرف از آنها دور می شود . با توجه به اینکه اگر مادری در دوران بارداری معتاد باشد فرزندش معتاد متولد می شود که البته این مورد قابل علاج است ؛ ولی آنچه اهمیت دارد این است که واکنش های اجتماعی افراد خانواده معتاد بر اثر تکرار تثبیت شده و برای دیگر اعضای خانواده عادی می گردد و عادی شدن مصرف دارو به سهولت گرایش به مصرف دیگر اعضای خانواده کمک می کند . البته ممکن است که مصرف والدین بر فرزندان اثر منفی بگذارد و آنها برای همیشه از مصرف داروی مخدر بیزار شوند .

* فقر مادی خانواده :

متأسفانه بیشترین معتاد هر جامعه را افراد فقیر جامعه تشکیل می دهند . البته نمی توان گفت بین اعتیاد و فقر رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه ای عده زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند . یکی از علل اعتیاد فقر است . باید در نظر داشت که اعتیاد خود نیز باعث فقر می شود زیرا فرد دارایی های خود را در این جهت صرف می کند . از طرفی دیگر گاهی تولیدکنندگان ، عوامل توزیع را از افراد فقیر انتخاب می کنند زیرا به علت فقر ، تخصص و حرفه ای ندارند و ابتدا آنها را معتاد کرده و بعد از آنها برای فروش مواد مخدر استفاده می نمایند چون کاری است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال بدون نیاز به تخصص .

* ستیزه با والدین :

وقتی مجیط خانواده برای زندگی مناسب نباشد انسان سعی می کند بیشتر اوقات خود را در خارج از خانه بگذراند و این کار ، ارتباط او را با دیگرانی که چون شکارچیان ماهری به دنبال شکار می گردند زیاد می کند و آنها پس از شناخت مشکل شخص ، در نقش انسانی دلسوز در آمده و او را به مصرف داروی مخدر دعوت    می کنند و بعد از معتاد کردن شخص ، دیگر از آنها به عنوان دوستی دلسوز خبری نمی شود .

* رفاه اقتصادی خانواده :

به علت رفاه و درآمد اقتصادی زیاد در خانواده ، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف تر شده و گرایش به سمت مواد مخدر بیشر می شود . امروزه والدین با فرزندان تماس و ارتباط کمتری دارند و درآمد بیشتر از حد ، امکان شرکت در کلوپ های شبانه و تفریحات متنوع را فراهم نموده که این مرکز جای بسیار مساعدی برای مصرف و فروش مواد مخدر می باشد .

3 . عوامل اجتماعی

عوامل اجتماعی بسیار زیادی در گسترش اعتیاد دخیل هستند که در ذیل به صورت مجزا مورد بررسی قرار می گیرند . بررسی مجزای این عوامل به معنی عدم ارتباط آنها با یکدیکر نیست بلکه این عوامل کاملاً درهم تنیده اند و صرفاً به منظور تسهیل بررسی بین آنها چنین  تفکری به عمل آمده است .

* در دسترس بودن مواد :

یکی از مهمترین عوامل اعتیاد در دسترس بودن این مواد است چون چیزی که به آسانی در اختیار مردم قرار گیرد ، گرایش به آن آسان تر صورت می پذیرد .در ایران اجازه مصرف تریاک حتی با شرایط خاص برای عده بخصوصی ، به اعتیاد جوانان کمک کرد . در کشور نپال که مصرف حشیش ، ماری جوانا و هروئین آزاد است بالاترین رقم جذب توریست جوان را از جوامع صنعتی غرب دارد و حتی برخی از دخترانی که به نپال می آیند و مدت توقفشان طولانی می شود ممکن است برای خرید مواد مخدر تن به خود فروشی بدهند .

* فقر و نابرابری های اجتماعی ـ اقتصادی :

مشکلات مالی از جمله عوامل مهم کشیده شدن فرد به باتلاق مواد مخدر است . این عامل از طریق فراهم آوردن خیل خرده فروشان به گسترش و شیوع قاچاق و مصرف مواد مخدر دامن می زند . شاید در نظر اول وجود رابطه بین فقر و اعتیاد چندان منطقی به نظر نرسد زیرا کسی که فاقد توانایی مالی است چگونه می تواند مصرف کننده باشد و پولی در این زمینه هزینه کند . ولی تجارت مواد مخدر در تمام رده ها اعم از کشت ، عمده فروشی و خرده فروشی کاملا سود آور است و جاذبه رفع مشکلات مالی باعث سوق دادن فرد به سوی این پدیده شوم می شود . از آنجا که هدف عمده قاچاقچیان اطمینان از شرکت این افراد در فعالیت قاچاق است به عنوان یک سیاست کلی آنان را معتاد می کنند . البته باید توجه داشت چون اکثر این افراد متعلق به مناطق حاشیه نشین و جرم خیز هستند و ذهنیت منفی نسبت به مواد مخدر ندارند ، قاچاقچیان عمده به آسانی به هدف خود دست    می یابند .

 روشن است که در ابتدا ، فرد برای رفع نیاز مادی و دستیابی به پول به خرید و فروش مواد می پردازد اما بر اثر ابتلای به اعتیاد این دلیل اولیه جای خود را به وابستگی به مواد می دهد . این شرایط می تواند آثار مخربی به جای بگذارد . علاوه بر اینکه خود فرد در فرآیند فقر ، درگیری با قانون ، اعتیاد و ... گرفتار می آید ، فرزندان و اطرافیان او نیز کما بیش دچار این مشکلات می شوند پس رابطه مشخصی بین فقر و اعتیاد وجود دارد . البته باید یاد آوری نمود وجود رابطه به معنی علی و معلولی نیست بلکه فقط فقر یک عامل زمینه ساز در گرایش به مواد مخدر است و سایر عوامل تعیین می کنند که فرد به سوی مخدر گرایش می یابد یا از آن اجتناب می کند . اختلاف طبقاتی در هر جامعه به بی اعتقادی بیشتر افراد آن جامعه نسبت به شرایط اقتصادی موجود منتهی می شود .و همین بی اعتقادی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تاثیر به سزایی دارد . طبقاتی بودن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد کرده و شاید اعتیاد را راه درمان مناسبی برای خود بیابند .

* بیکاری و فقدان تخصص :   

 بیکاری به عنوان یک مسئله اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات اجتماعی به ویژه اعتیاد است . افراد بیکار بیشتر وقت خود را در قهوه خانه ، تریا و مراکز تفریحی می گذرانند و بر اساس آمار این اماکن بهترین و مناسبترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است . از طرف دیگر مواد مخدر گروه زیادی را به عنوان توزیع کننده به خدمت می گیرد که این افراد اکثراً بیکار هستند . دسترسی آسان به مواد مخدر در کنار ضعف شخصیتی ، هنجارهای نادرست و زندگی در محیط های آلوده از نظر وجود شرایط جرم زا دست به دست هم داده و باعث کشیده شدن فرد به سوی استعمال مواد مخدر می شود .

بیکاری عوارض متعددی دارد که از آن جمله می توان به فقدان توانایی مالی ، زندگی در محلات جرم خیز و حاشیه نشین ، محروم بودن فرد بیکار و اعضای خانواده او از امکانات آموزشی ، بهداشتی ، تفریحی و... باعث می شود فرد به مشاغل فصلی ، غیر تخصصی و به اصطلاح سطح پایین روی آورد و مطابق تحقیقات احتمال دچار شدن به اعتیاد و انحراف در این مشاغل بیشتر است زیرا در این مشاغل فرهنگ خاصی حاکم است که از آن جمله می توان به استعمال سیگار و مواد مخدر به عنوان نشانه ای از بلوغ اجتماعی اشاره کرد . البته بسیاری از افراد به ناچار وارد این مشاغل شده اند ولی هیج سنخیتی با این فرهنگ ندارند . در یک تحقیق معلوم شده بیشتر افرادی که با جرائم مرتبط با مواد مخدر وارد زندان شده اند مشغول به فعالیت هایی نظیر دلالی ، خرید و فروش کالای دست دوم یا بیکار بوده اند .

* مهاجرت :

مهاجرت از جمله عوامل موثر بر بروز انواع جرائم است . معمولاً مهاجرت به دلایل اقتصادی و اقلیمی رخ می دهد . بالا بودن میزان زاد و ولد در مناطق روستایی و فرهنگ مناطق روستایی در مقایسه با پویایی و جاذبه های فرهنگ شهری باعث می شود مهاجران دچار نوعی فریفتگی و تسلیم در مقابل فرهنگ جدید شوند و از آنجا که بخش اعظم مهاجران ، جوانان جویای کار و فرصت ارتقاء اقتصادی و رفاهی هستند و از پختگی فکری کمتری برخوردارند ، جاذبه های شهری آنها را می فریبد . از طرف دیگر سستی مکانیزم های اجتماعی عامل دیگری برای کشیده شدن مهاجران به سمت انحراف و جرم است زیرا معمولاً در روستاها و مناطق کم جمعیت فشار افکار عمومی و مکانیزم های نظارت اجتماعی به حدی فعال است که به صورت خود به خود مانع از بروز جرم و انحراف در افراد می شود که با حذف آن در جوامع شلوغ شهری احتمال گرایش به جرائم افزایش می یابد . دیگر عوامل موثر براین شرایط کاهش نظارت خانواده بر فرزندان ، جاذبه های شهری و فقدان آموزش ، پایه ای برای دستیابی به کاری غیر متناسب است . در واقع از آن جا که مهاجران در اغلب موارد فاقد حداقل توانایی های لازم برای جذب در سیستم اجتماعی هستند تا به آن وارد شوند ، به عنوان حاشیه نشین این سیستم عمل می کنند . حاشیه نشینی تلویحات  متعددی دارد که از آن جمله می توان به ناکامی فرد در پوشاندن جامه عمل به آمال و آرزوها ، زندگی در محیط های نامناسب به لحاظ امکانات رفاهی بهداشتی ، تفریحی ، آموزشی ، معاشرت با افراد کجرو و دسترسی آسان به مواد مخدر و سایر زمینه های جرم ساز نام برد . به هر حال در مجموع ، این شرایط باعث می شود مهاجرت به عنوان یکی از عوامل بروز اعتیاد و مهاجران به عنوان طمعه هایی مناسب برای قاچاقچیان عمده و خرده پا محسوب شوند . شناخت عوامل مسبب و مرتبط با اعتیاد بین این گروه می تواند به رفع مشکلات کمک زیادی نماید .

* حاشیه نشینی و زندگی در محلات جرم خیز

از جنبه های سهولت به مواد و یادگیری یک عامل در برخی محلات است که موجب گرایش به جرائم خاص از جمله قاچاق و مصرف مواد مخدر می باشد . البته همانطور که قبلاً مطرح شد این یک رابطه علت و معلولی نیست چون بسیاری از افراد فقیر ، کم سواد ، بیکار و یا فاقد تخصص وجود دارند که در کمال پاکدامنی به یک زندگی شرافتمندانه مشغولند . اما به هر حال این عوامل زمینه ساز یا تشدید کننده یکدیگر هستند . بنابر این چون در این محلات مواد مخدر راحت تر یافت می شود عامل دسترسی آنان به مواد مخدر جزء عوامل مهم گرایش به مصرف آن است . یکی از دلایل عودت مجدد اعتیاد در میان معتادانی که ترک اعتیاد نموده اند دسترسی  آسان به این مواد در سطح جامعه است . از دیگر جنبه های جرم خیزی محلات یادگیری یا الگوگیری است یعنی فرد به همانند سازی با افراد صاحب قدرت در خانواده با محله مثل پدر یا افراد زورمند محله می پردازد و چون میزان آلودگی به مواد در بین آنها بیشتر است فرد نیز به الگوگیری از آنها پرداخته و به تقلید به استعمال سیگار و یا مواد مخدر روی می آورد .

* بی سوادی :

فقدان سواد به معنای ناتوانی و ضعف در انطباق با شرایط متحول و نهایتاً کنا ر ماندن از چرخه پرجوش و خروش فعالیت اجتماعی است . سواد یک مهارت پایه و جزء نخستین الزامات ورود به سیستم اجتماعی و چرخه فعالیت های اقتصادی است و هر چه میزان پیچیدگی جوامع بیشتر شود بهره مندی از سواد اهمیت بیشتری     می یابد . به این ترتیب می توان انتظار داشت بی سوادی یا کم سوادی را جزء لاینفک جرائم و استعمال مواد مخدر می باشد و تحقیقات نیز از این گفته حمایت می کند و بی سوادی را جزء عوامل پیش بینی بروز جرائم از جمله اعتیاد می داند .

* دوستان ناباب

سن جوانی به گونه ای است که افراد تمایل دارند اوقات خود را بیشتر با افراد هم سن و سال بگذرانند و از آنجا که در برخی خانواده ها اهمیت کافی به فرزندان داده نمی شود و نیازهای عاطفی و تربیتی آنها درست برآورده نمی شود این افراد با کسانی همراه و همطراز می شوند که مشکلات مشابه آنها را داشته باشند و به دلیل سن کم و مخاطره پذیری خاص این دوره به موضوعاتی که رفع ملال و دوری از آلام ناشی از محرومیت عاطفی و خانوادگی را به وجود بیاورد می پردازند که در صدر این مسائل می توان به مواد مخدر اشاره داشت به خصوص اگر دسترسی آسان به مواد را به این مقوله بیفزائیم ، تصویری روشن حاصل می شود . البته دوستان ناباب خاص یک دوره سنی نیستند . مردی که در خانواده اثری از آرامش و صمیمیت  نمی بیند به محافل دوستانه روی می آورد که فرآیندی مشابه با تصویر فوق تکرار می شود که همین باعث می شود تعداد معتادین متاهل افزون بر معتادین مجرد باشد . از دیگر عوامل ارتباط با دوستان ناباب یافتن محلی برا ی ابراز وجود است . در برخی فرهنگ ها یا خانواده ها بدون توجه به نیاز جوان به ابراز وجود ، مرتباً  به سرکوب او      می پردازند ولی در محافل دوستانه از موضعی برابر به معاشرت با یکدیگر پرداخته  و این باعث آرامش خاطر جوان می شود ، موهبتی که در خانه از آن محروم شده است . مطلوبیت این محیط برای فرد موجب می شود هنجارهای حاکم بر آن را بپذیرد که مصرف مواد مخدر برای فرد به این طریق آسان می شود .

* کمبود امکانات تفریحی :

یکی از نیازهای اساسی جوانان تفریح و پرکردن اوقات فراغت به طور صحیح است که با توجه به شرایط جسمانی، انرژی بالای جوان و اوقات فراغت نسبتا" بالای این گروه اهمیت خاصی دارد که اگر جهت هدایت و بهره برداری از این اوقات درست برنامه ریزی نشود، مطلوب سیستم اجتماعی و حتی مصلحت آنان نخواهد بود.

پرکردن اوقات فراغت درمراکز پرجمعیت فقیرنشین، حاشیه نشین و به طور کلی محلات جرم خیز از اهمیت بیشتری برخوردار است . علت این امر آن است که به دلیل تراکم جمعیت در خانواده، محدود بودن فضای خانه و فرهنگ حاکم بر این مکانها، افراد ترجیح می دهند اوقات فراغت خود را بیرون از خانه بگذرانند  و نظارت خانوادگی در این شرایط کم رنگ می شود و فرد در معرض انواع آسیبهای اجتماعی قرار می گیرد.

بنابراین می توان تاسیس و گسترش فضاهای ورزشی ، فرهنگی ، تفریحی را یک راهکار عمده در پیشگیری از گرایش به مواد مخدر تلقی کرد.

* سنت ها و هنجارهای نادرست :

یکی از عوامل گسترش اعتیاد وجود سنت هایی است که به نحوی موید و تجویز کننده مصرف مواد مخدر است ، مثل استفاده از مواد مخدر به عنوان دارو . یک جنبه دیگر از این سنت ها به نقش استعمار بر می گردد که بقایای این تفکر استعماری را می توان در اعتقاد عوام به کار ساز بودن مواد مخدر برای همه دردها بیان کرد .

* عوامل سیاسی و جغرافیایی 

یکی دیگر از عوامل گسترش اعتیاد عامل جغرافیایی است . ایران به دلیل مجاورت با کشور افغانستان که در آن مواد مخدر بی رویه کشت می شود مورد هجوم وارد کنندگان این مواد واقع می شود . از طرف دیگر قاچاقچیان ، ایران را یک مسیر ترانزیت برای حمل مواد تلقی می کنند که این شرایط سبب می شود سالانه هزاران تن مواد مخدر به قصد رساندن به بازارهای اروپایی وارد کشورمان شود که در این میان با پدیده نشت مواد در مسیر ترانزیت مواجه می شویم که نظام اسلامی با آن سختی و شدت برخورد کرده و می کند .

* رشد بی قواره صنعت

در جامعه ای که صنعت به سرعت افزایش یابد و در آمد ناشی از آن به طور نا عادلانه توزیع گردد و کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور به افزایش ساعات کار باشند خستگی جسمی و روحی به وجود می آید که ممکن است بر اثر آن خستگی به مواد مخدر روی آورند . از طرف دیگر رشد صنعت موجب توسعه شهرها می شود که همین فاصله طبقاتی را زیاد نموده و به عدم ارتباطات خویشاوندی منجر می گردد . در ضمن به خاطر اختصاص دادن بیشتر وقت خود به کار ضمن خستگی قدرت تربیتی و سرپرستی فرزندان خود را نخواهند داشت و این بی توجهی به گرایش جوانان به اعتیاد کمک می کند .

*جنگ و بحران اقتصادی

جنگ به عنوان یک پدیده نا مساعد اجتماعی بی ارتباط با افزایش اعتیاد نیست . اما جنگ به صورت غیر مستقیم نیز اثراتی دارد که در کشور ما شق دوم صادق است که عبارت است از این که جنگ بحران اقتصادی ایجاد می کند و بحران اقتصادی موجب فقر مردم می شود و در نتیجه کشش به مواد مخدر ایجاد و یا افزایش می یابد .