وسايل و پوشاك انفرادي:

1- كفش سبك راهپيمايي

2- كفش نيمه سنگين كوهپيمايي

3- جوراب كوهنوردي

4- شلوار كوهنوردي

5- پيراهن و پوليور كوهنوردي

6- پيراهن و شلوار گرمكن

7- انواع دستكش كوهنوردي

8- انواع عينك كوهنوردي

9- گتر كوهنوردي

10- شنل باران‌ آندراك

11- كاپشن و شلوار بادگير

12- كت پر يا ويسكوز

13- كوله پشتي

14- زير انداز

15- كيسه خواب پر يا ويسكوز

16- انواع كلاه كوهنوردي

17- يخ شكن

18- چراغ قوه با لامپ و باطري اضافه

19- قمقمه آب

20- جعبه كمكهاي اوليه

21- طناب انفرادي و كارابين

22- قطب نما و نقشه مسير

23- سوت

24- بشقاب ليوان چاقو در بازكن و كبريت

25- باتوم چوب دستي

26- كلنگ

وسايل گروهي:

1- چادر كوهنوردي

2- پوشش ضد آب

3- ارتفاع سنج

4- ظروف غذا و لوازم پخت و پز

5- چراغ خوراك پزي

6- كپسول روشنايي

7- كتري و قوري گروهي

8- دوربين كوهنوردي

9- نقشه، كروكي و مجوز برنامه

5- چيدن كوله پشتي

وزن كوله پشتي نبايد از وزن بدن كوهنورد بيشتر باشد زيرا به زانو و ستون مهره ها آسيب مي رساند. معمولاً اجسام سنگين تر را اول داخل كوله پشتي گذارده و وسايل سبك تر را روي آن قرار مي دهند كوله پشتي نبايد لق بزند و يا به اصطلاح شكم دهد. مواد غذائي يا آبدار بايد در كيسه پلاستيكي جداگانه بسته بندي شده و در كوله پشتي قرار گيرد. اجسام نوك تيز يا سنگين بايد طوري چيده شوند كه با پشت يا كتف تماس نداشته باشد.

 

6- حركت و اجراي يك برنامه

شما كوهنوردان بايد انرژي خود را به سه قسمت انرژي صعود، انرژي فرود و انرژي ذخيره، تقسيم كنيد و در هنگام حركت، گامي ثابت و يكنواخت را برگزينيد،‌ به طوري كه بتوانيد ساعتها آن را حفظ كنيد بدون آنكه توقفي داشته باشيد يا بدنتان عرق كند. در سر بالايي از تند رفتن خودداري كنيد، در شيبهاي تند در موقع بالا رفتن و حتي پايين آمدن با قدمهاي كوتاه و به صورت مارپيچ حركت كنيد. در حركت، بايد ضربان قلب و برداشتن پاها با هم هماهنگ باشد و بايد خودتان اين هماهنگي را به دست آوريد.  نفر اولي كه در رأس گروه به عنوان ليدرل حركت مي كند بايد طول گامهاي خود را با طول گامهاي ضعيف ترين نفر در گروه هماهنگ نمايد.

7- تنفس در كوهستان

بايد عميق و آرام نفس بكشيد و عمل دم را از بيني انجام دهيد زيرا تنفس از راه دهان باعث تشنگي و خشكي گلو و در هنگام سردي هوا باعث سرماخوردگي و چرك كردن لوزه ها مي شود. توجه داشته باشيد كه تعداد ضربان قلب شما در دقيقه بيش از حد بالا نرود، مدت استراحتهاي موقت نبايد بيش از 10 الي 15 دقيقه به طول انجامد چرا كه بدن كوهنورد كم كم سرد مي شود و حالت خشكي پيدا مي كند. اين امر، حركت مجدد را با مشكلات روبه رو مي سازد.

10- گرمـازدگي

آسيبهاي ناشي از گرما در سه گروه قرار مي گيرد :

1- حمله گرمايي

2- خستگي ناشي از گرما

3- درد و انقباض ناشي از گرما

1-10 حمـلـه گرمـايي:

حمله گرمايي هنگامي رخ مي دهد كه مكانسيمهاي تنظيم كننده گرما در بدن، نتوانند بدن را تا حد كافي سرد كنند. در اين حالت دماي بدن بالا مي رود، ولي تعريق صورت نمي گيرد در نتيجه گرماي زيادي در بدن ذخيره مي شود و سرانجام سلولهاي مغزي دچار صدمه مي شوند كه اين مسأله حتي ممكن است به مرگ بينجامد.

2-10 تـشـخـيـص:

1- دماي بالاتر از 40 درجه سانتيگراد

2- پوست و دماغ، خشك و قرمز

3- نبض در حدود 160 بار در دقيقه، كه در ابتدا سريع بوده و با پيشرفت آسيب، ضعيف و سريع مي شود.

4- مردمكها در ابتدا كوچك شده، ولي بعد از مدتي گشاد مي گردد.

5- گيجي

6- تنفسي كه در ابتدا سريع و عميق است، ولي به تدريج ضعيف و سطحي مي شود.

7- سردرد

8- خشكي دهان

9- تهوع، استفراغ و ضعف عمومي

10- كاهش فشار خون

11- تشعشعات، انقباض عضلاني و احتمالاً از بين رفتن هوشياري
حمله گرمايي عمدتاً زماني رخ مي دهد كه دماي بالا همراه با رطوبت بالا و سرعت زياد وزش باد وجود داشته باشد.

3-10 درمـان:

مهمترين اورژانس در مورد حمله گرمايي، سرد كردن بدن است. بلافاصله بدن را از معرض تابش آفتاب دور كنيد، لباسهايش را درآوريد، بدنش را كاملاً با آب سرد مرطوب كنيد. سريعاً تهويه هواي سرد را برايش برقرار كنيد. سپس بيمار را با ملافه هايي كه با آب سرد مرطوب شده اند بپيچيد و سريعاً او را نقل مكان دهيد. همچنين به يك فرد ديگر ياد بدهيد كه چگونه در حين انتقال، بيمار را باد بزند و دستگاه تهويه را با حداكثر سرعتش به راه بيندازد. ايدآل اين است كه كل بدن بيمار را سريعاً در حمام آب و يخ قرار داده، يخ را بر پوستش مالش دهيم. اگر چنين كاري ممكن نبود، قطعات يخ را در يك كيسه پلاستيكي قرار دهيد، بدن بيمار را مرطوب كنيد و كيسه را بر بدن بيمار بماليد. پاكتهاي يخ را زير دست،‌ دور گردن و اطراف قوزكهاي پاي بيمار بگذاريد تا عروق بزرگ سطحي را خنك كند.

وقتي دماي بدن بيمار به زير 39 درجه سانتيگراد رسيد با سنجشهاي متوالي دماي بدن مواظب سرد شدن بيش از حد بدن باشيد. تا هنگامي كه دماي بدن به زير 8/37 درجه سانتيگراد نرسيده است، عمل سرد كردن را ادامه دهيد. اگر با اقدامات شما دماي بدن بيمار به زير 8/37 نرسيد حمله گرمايي مجدداً رخ مي دهد. در حين سرد كردن بدن بيمار مواد محرك يا نوشيدني داغ ندهيد. از آنجا كه گرمازدگي تمام بدن را درگير مي كند، ممكن است عوارض زيادي ناشي از حمله گرمايي يا اقدامات درماني حاصل شود از اين رو در حين سرد شدن بدن بيمار مراقب عوارض زير باشيد:

1- تشنجها

2- ورود مواد استفراق شده به راههاي هوايي

  

9- آفـتـاب سوخـتـگي

1-9 اثـرات سـودمند اشـعـه خـورشـيد به پوسـت :

1- ساخته شدن ويتامين D در پوست (ويتامينبه جذب كلسيم و استحكام استخوانها كمك مي كند.)

2- تشكيل ملانين (رنگ دانه هاي سياه پوست) و افزايش ضخامت پوست:

بابت محافظت شخص در برابر تشعشعات ماوراء بنفش مي گردد.

3- اثرات حرارتي

4- اثرات فيزيولوژيك:

باعث تحريك گردش خون پوست و همچنين باعث افزايش توليد هموگلوبين (رنگدانه گلبولهاي قرمز خوني) در پوست مي گردد.

5- خاصيت استريل كنندگي و ضد ميكروبي

6- اثرات رواني آفتاب باعث آرامش و تسكين بيشتر مي شود.

2-9 اثـرات مـضـر:

1- واكنشهاي حاد كه شامل سرخي ناشي از آفتاب مي شود.

2- واكنشهاي دراز مدت و مزمن كه شامل سرطان زايي ناشي از نور خورشيد و پيري زودرس پوست مي باشد.

3-9 سرخي ناشي از آفـتـاب (آفـتاب سوخـتگي):

در ارتفاعات بلند، به دليل كاهش غلظت اتمفسر شدت تشعشعات ماوراء بنفش بيشتر است. در انسان، سرخي ناشي از اشعه ماوراء بنفش به طور طبيعي 2 تا 8 ساعت پس از تماس، بروز مي كند. معمولاً هر قدر تماس بيشتر و شديدتر باشد، سرخي زودتر بروز مي كند. سرخي پس از 16 الي 24 ساعت به حداكثر ميزان خود رسيده و پس از 72 ساعت شروع به كاهش يافتن مي كند .

* نكته مهم اين است كه قبل از بروز هرگونه شواهد آشكاري از سرخي پوست، دوره اي مخفي وجود دارد كه طي اين مدت، فرد از تماس بيش از حد خود با نور خورشيد آگاه نيست.
زمان معادل براي ايجاد سرخي در پوست غير برنزه در آفتاب ظهر در يك روز غير ابري در وسط تابستان 12 الي 20 دقيقه است .

درمان:

استفاده از مخلوط يخ و شير يا كمرس آب سرد باعث تخفيف مختص علائم آفتاب سوختگي مي گردد ولي تجويز آسپرين در فواصل دو ساعته در آفتاب سوختگي شديد نيز مي تواند صورت گيرد.

4-9 پـيـشـگيـري :

1- استفاده از ويتامين E

2- تماس با نور خورشيد بايد به حداقل برسد.

3- بايد حداقل 20 دقيقه قبل از تماس با نور خورشيد از ضد آفتابها استفاده كرد و در مدت تماس با نور خورشيد بايد اين تركيبات بر روي پوست، وجود داشته باشد. ضد آفتابها را بايد پس از تعريق زياد و با شستن صورت مجدداً استفاده كرد.

4- استفاده از كلاه يا پوشش مناسب ديگر

5- عينكهاي ضد آفتاب نه فقط باعث محافظت چشمها از اشعه ماوراء بنفش مي گردد، بلكه از چين و چروك در اطراف پلك نيز پيشگيري مي كنند.

* نشستن زير سايه درخت، روش خوبي براي محافظت از آفتاب نيست چون بازتاب نور از سنگها، برف و يخ باعث مي شود كه بيش از50 درصد اشعه، مجدداً برگشت كرده و به پوست برخورد كند.

  

6- حمل و نقل بيمار و مجروح

طرق مختلفي جهت انتقال بيمار از محل حادثه و در ميان اشيائي كه دور و اطراف او را احاطه كرده اند به آمبولانس و از آنجا به بخش فوريت بيمارستان وجود دارد .

جز در مواقعي كه حادثه به صورتي است كه جان تكنيسين و بيمار در خطر مي باشد، حركت بيمار بايستي با نظم و ترتيب خاص از روي نقشه و يا كمال حوصله انجام گيرد تا باعث ايجاد خسارات بيشتر بدني و تشديد ضايعات موجود نگردد. قسمت اعظم تغيير مكان بيمار را انتقال او از روي تخت،‌ كف اطاق يا روي زمين به برانكارد آمبولانس تشكيل مي دهد. برانكارد و يا تخته حامل بيمار را بايستي در فاصله هرچه نزديكتر به بيمار قرار داد تا حركت او حداقل فاصله را در برگيرد.

1-6 حمل و نقل يك نفره

سه روشي كه در زير شرح داده مي شود جهت حمل بيمار در حاليكه خطر جدي جان بيمار و يا تكنيسين را تهديد نموده و احتمال رسيدن كمك نيز وجود نداشته باشد، بسيار مناسب هستند. مثلاً در موردي كه پناهگاهي آتش گرفته و يا بيمار در حال بيهوشي است و محل را نيز دود پر نموده و خطر خفگي وجود دارد و بايد بيماران را به سرعت از آن محل دور نمود ولي اگر آنقدر وقت و فرصت باقيست تا نيروي كمكي فرا برسد نبايد از اين روشها استفاده نمود.

در روش اول پشت زيني كه در آن بيمار در پشت تكنيسين به حالت تاب خورده قرار مي گيرد و قسمت پشت لگن تكنيسين تحمل وزن او را مي نمايد قرار مي گيرد. در روش دوم بيمار به حالت آويزان در پشت تكنيسين قرار مي گيرد به طوري كه دستهاي او روي شانه تكنيسين تكيه دارد؛ و در روش سوم بيمار را از روي تخت روي زمين مي لغزانند و بعد روي يك پتو و يا با گرفتن لباسهاي او از ساختمان خارج مي نمايند. اين روش را روش گهواره اي مي گويند و در اينجا سر بيمار در بين بازوهاي تكنيسين پنهان و محافظ گشته و دستهاي تكنيسين در زير شانه هاي بيمار به طوري قرار مي گيرد كه كف دست به بالا نگاه مي كند. چنانچه بيمار بايستي پله هاي ساختمان را نيز طي كند تكنيسين او را به پايين مي لغزاند و در حالي كه سر به طرف پايين قرار دارد او را هرچه نزديكتر به سطح پله ها حركت مي دهد.

2-6 بلند نمودن بيمار و حمل او به طريقه مستقيم

اين طريقه در اكثر كتابهاي كمكهاي اوليه شرح داده شده است. چون صرفنظر از تعداد نفراتي كه در انجام آن شركت دارند، حمل بيمار روي دست كار مشكلي است، اين روش فقط بايستي در مواقعي به کار رود كه كاملاً ضـروري باشـد و فاصله نيز طولاني نباشد .

انتقال بيمار از محل واقعه و قرار دادن او روي برانكارد بايستي حداقل به وسيله دو مرد انجام گيرد. چنانچه دستها را با يكديگر قفل كنند، قدرت بلند كردن آنها زيادتر مي گردد و در ضمن، كنترل بيمار و حركات به اطراف نيز آسان خواهد بود. قبل از شروع به محل بايستي مطمئن بود كه بيمار داراي ضايعه اي در ستون فقرات پشتي و يا گردني نيست. براي آنكه دستهاي دو نفر تكنيسين در پشت بيمار با يكديگر در تماس كامل درآيند مي توان از يك حولــه يا باند سه گوش استفاده نمود.

روش زير جهت بلند نمودن بيمار به وسيله دو نفر تكنيسين نيز در صورتي كه بيمار ضايعه ستون فقرات و شكستگي اندام تحتاني نداشته باشد، متداول و مفيد است. يكي از دو نفر سر و شانه هاي او را در بازوها و دستهاي خود حفظ و تحمل مي نمايد و دومي با يك دست كمربند بيمار و يا توري مخصوصي كه دور كمر او پيچيده باشند گرفته و با دست ديگر نيز لبه شلوار و يا يك بند چرمي را كه به دور مچ پايش بسته شده باشد مي گردد و متفقاً بيمار را از روي زمين بلند مي كنند. بلند نمودن و حمل و نقل بيمار به وسيله سه نفر نيز معمول و از سالها پيش بدان عمل مي شده است؛ ولي در هر حال حتي با وجود تعداد كمكي بيشتر اين روش نمي تواند محافظ خوبي جهت گردن و پشت باشد زيرا دو يا سه و يا حتي چهار نفر كه بيماري را روي دستها و بازوهاي خود بلند مي كنند نمي توانند حركـــات خود را هـــمزمان با يكـــديگر انجام دهند.

اگر بيمار روي شكم خوابيده باشد، روش به دست آوردن سه روش تعليق جهت بلند نمودن او روشي كافي به نظر مي رسد؛ زيرا در آن حركت، قسمتهاي مختلف بدن حداقل مي باشد ولي ارتفاع بيمار از روي زمين فقط بايستي به اندازه اي باشد كه روي برانكارد قرار گيرد.
براي بي حركتي بيمار مي توان از يك پتو كه به شكل يقه دور گردن او قرار داده ايم استفاده نماييم اين پتو در پشت بيمار قرار داده شده و اگر بيمار به شكل خوابيده باشد يعني صورت بيـمار به سمت زمين نگاه كند .

3-6 حمل و بلند نمودن بـيمار به طريق مخـصـوص

هر تكنيسين، در دوره خدمت خود مواجه با حالات خاصي از حمل و نقل مي گردد كه بايستي تغييرات مخصوصي در روشهاي معمولي خود داده و وضعيت بيمار را با آن توافق دهـــــد. مثلاً در مواقعي كه نمي توان از بلند نموده بيمار به منظور لغزاندن يك تخته فقراتي بزير او استفاده كنيم بايد از روش شرح داده شده يعني نفرات هر پاي خود را در يك طرف بيمــار قرار داده و او را از روي زمين بلند مي كنند. بلند نمودن بيمار به وسيله چهار نفر جهت قرار دادن او روي تخته بزرگ حفاظت ستون فقرات روش عالي اسـت. در اكثر موارد لازم است بيمار در همان وضعيتي كه از ابتدا قرار گرفته است حمل و نقل شود .

گاهي از اوقات، تكنيسين مجبور است كه از صندلي معمولي جهت حمل بيمار استفاده نمايد گروه امدادي كه با يك بيمار سنگين وزن سر و كار دارند قادر به بلنـد نمودن و نشانيدن او روي صندلي نيستند ملاحظه كنيد كه در اين حالت ساقهاي بيمار بلـند شده و پشتي صندلي، ناحيه پشت و لگن او را محافظت مي نمايد. در اين حال بيمار را با دقت بسيار كم كم كشيده و روي صندلي قرار مي دهيم سپس دو طرف صندلي و يا جلــــو و پشت آن را گرفته و به حالت نشسته در مي آوريم اين روش را در مــــورد بيماران بستري نيز مي توان به كار بست و همچنين براي حمل بيمار از پله هاي گردان نيز مي توان استفاده نمود. بلند نمودن بيمــــار به وسيله 5 نفر مرد با يك پتو و در حال كشش در مواقع خواص است پتو را تدريجاً در زير كشانيده و آن را در امتداد محور طولي بيمار قرار داده و هر دو طرف طولي آن را رو بهم لوله مي نماييم و بدين وسيله بيمار را بلند مي كنيم.

* براي جلوگيري از ورود مواد استفراق شده به ناي، بيمار را در وضعيتي قرار دهيد كه بتواند به راحتي مايع را از راههاي تنفسي خارج كنيد. اگر موفق شديد كه دماي بدن را ظرف 60-30 دقيقه به ميزان 2 درجه پايين بياوريد، عمل سرمادهي را متوقف كنيد. اگر قبل از اتمام عمليات انتقال بيمار، دماي بدنش مجدداً بالا رفت دوباره عمل سرد نمودن را آغاز كنيد.

4-10 خـسـتگي گرمـايي

اين حالت، در فرد سالمي رخ مي دهد كه در يك محيط بسيار گرم، به شدت فعاليت بدني انجام دهد. در واقع خستگي گرمايي حالت ملايمي از شوك است كه به واسطه تعريق طولاني و شديد بدن مقادير زيادي آب و نمك از دست مي دهد. وقتي اين آب از دست رفته به حد كافي جايگزين نشود جريان خون كاهش مي يابد و اعمال مغز، قلب و ريه تحت تأثير فراوان قرار مي گيرد.

5-10 تـشـخـيـص: 

1- سردرد، سرگيجه،‌ تهوع،‌ ضعف

2- غش كردن

3- تعريق شديد

4- بي اشتهايي

5- كاهش هوشياري به ميزان كم

6- كاهش دماي بدن به پايين تر از سطح طبيعي يا حفظ آن در مرز طبيعي

7- گشاد شدن مردمكها

8- ضعف و نبض تند

9- تنفس سريع و سطحي

10- رنگ پريدگي پوست (معمولاً خاكستري) سرد و مرطوب

11- دردهاي احتمالي عضلات

12- اشكال در راه رفتن

مهمترين مشكل در خستگي گرمايي، از دست دادن نمك است.

6-10 درمـان:

1- او را به يك اتاق خنك ببريد،‌ ولي مطمئن شويد كه احساس لرز نمي كند. كمپرسهاي  سرد و مرطوب روي پوست او بماليد و دستگاه تهويه هواي خنك براي او مهيا كنيد .

2- او را وادار كنيد كه دراز بكشد. پاهاي او را 30-20 سانتيمتر بالا ببريد و سرش را كمي پايين بياوريد تا جريان خون كافي به مغزش برسد. تا آنجا كه مي توانيد لباسهايش را درآوريد و اگر نمي توانيد لباس خارج كنيد،‌ آن را شل كنيد.

3- براي بيمار محلول آب و نمك ( يك قاشق چايخوري در هر ليوان) به ميزان نصف ليوان در هر 15 دقيقه به مدت يك ساعت تجويز كنيد.

4- اگر بيمار استفراق كرد، ديگر محلول آب نمك را به او ندهيد. او را به بيمارستان ببريد تا محلول آب و نمك را وارد رگهايش كنند.

5- اگر استفراغ صورت نگرفت، به اعضاي خانواده بياموزيد كه بيمار را به مدت 3-2 روز آرام و در حال استراحت قرار دهند و او را از معرض حرارت دور نگه دارند.

7-10 گرفتگي عـضلاني ناشي از گرما

گرفتگي عضلاني همراه با درد است كه به هنگام خروج بيش از حد نمك در حين تعريق شديد روي مي دهد. وقتي ميزان آب و نمك بدن كم شود بيمار آن را به صورت تشنگي درك مي كند. بيمار براي فرونشاندن تشنگي مقادير زيادي آب مصرف مي كند،‌ بدون اينكه نمك را جايگزين كند. در هر حال گرفتگي عضلاني اغلب در عضلات بازو، ران و شكم رخ مي دهد. براي ايجاد گرفتگي عضلاني الزاماً هواي بسيار گرم يا داغ مورد نياز نمي باشد، مثلاً‌ كسي كه در هواي سرد به شدت ورزش و عرق مي كند اگر نمك از دست رفته بدنش را جبران نكند ممكن است دچار گرفتگي عضلاني شود. گرچه ممكن است بيمار دچار سرگيجه شود و حتي احساس غش كند ولي وضعيت رواني و سطح هوشياري اين بيمــار طبيعي باقي مي ماند.

8-10 درمـان:

يك قاشق چاي خوري نمك را در يك ليوان آب حل كنيد و نصف ليوان را در هر 15 دقيقه به آرامي به بيمار بدهيد.

* توجه:

عضلاتي را كه دچار گرفتگي شده اند را ماساژ ندهيد، چرا كه ماساژ، كراپها (گرفتگيها) را درمان نمي كند و حتي مي تواند درد را تشديد كند .به بيمار كمك كنيد تا آرام بماند، چرا كه آرامش باعث تسريع بهبودي مي شود. بيمار بايد به مدت 12 ساعت از هر گونه فعاليتي اجتناب كند.

11- ســــرمـــازدگي :

آسيبهاي ناشي از سرما در سه گروه قرار مي گيرند:

1- كاهش دماي عمومي بدن (هيپوترمي عمومي)

2- سرمازدگيFrostbite

3- پاي سنگر مانده Trench Fook Immersion Foot injury

1-11 هـيـپـوترمي عمومي:

وقتي دماي بدن به زير 35 درجه سانتيگراد برسد، فرد به اغما مي رود و وقتي دما به زير 26 درجه سانتيگراد برسد، مرگ، روي مي دهد. براي ايجاد هيپوترمي، نياز به دماي خيلي پايين نيست، بلكه مي تواند در دماي 18 درجه سانتيگراد هم رخ دهد. مرطوب بودن بدن- كه ناشي از آب يا تعريق باشد – و خستگي شديد مسأله را پيچيده تر مي كند.

عوامل اصلي و مهم ايجاد هيپوترمي عبارتند از:

رطوبت و باد

از دست دادن آب

پوشش نامناسب

مصرف الكل يا نيكوتين در هواي سرد و عدم توجه به ايجاد پناهگاه و آتش
مرگ ممكن است ظرف مدت دو ساعت از شروع اولين علائم، رخ دهد

2-11 مراحل تظاهر هيپوترمي به ترتيب عبارتند از :

1- لرزيدن (براي توليد گرما كه به طور جبراني انجام مي دهد.)

2- بي تفاوتي، خواب آلودگي و بي حالي

3- از هوش رفتن، كه اغلب همراه با كاهش ضربان قلب و ميزان تنفس است .

4- يخ زدن اندامها

5- مرگ
3-11 علائم عمومي عبارتند از :

1- لرزش يك طرف بدن

2- لرزيدن غير قابل كنترل

3- تكلم آرام و مبهم

4- خطاي حافظه

5- قضاوت نادرست

6- اختلال در راه رفتن

7- گيجي

8- سفتي عضلات

9- آبي شدن رنگ پوست، پوست رنگ پريده و روغني، يا صورتي رنگ

10- گيجي حواس

11- عدم استاع( گشاد شدن) مردمك و واكنش ندادن آن به نور

12- احساس سفتي پوست

13- صورت متورم

14- كاهش ضربان قلب و تعداد تنفس

15- نبض ضعيف و نامنظم

16- خستگي آشكار

17- كاهش فشار خون

18- بيهوشي

بسياري از بيماران، هرگز دچار لرز يا رنگ پريدگي نمي شوند. گاهي تنها شكايات اوليه مصدوم «گيجي» است .

4-11 درمــان :

A) اگر مي توانيد بيمار را سريعاً به بيمارستان انتقال دهيد :

1- يك راه تنفس ايجاد كنيد،‌ اما بيمار را وادار به تنفس زياد نكنيد.

2- بيمار را سريعاً به پناهگاه مناسبي ببريد و وسايل گرم كننده را روشن كنيد .

3-  هر لباس مرطوبي را از بدن بيمار خارج كنيد.

4- مراقب ضربانهاي نامنظم و كشنده قلب باشيد.

5- بيمار را با پتو بپوشانيد،‌ اگر كيسه هاي داغ در اختيار داريد آنها را روي شكم و سينه مصــــدوم قرار دهيد، ولي روي اندامها نگذاريد.

6- اگر ايست قلبي انجام شد،‌ احياي قلبي – ريوي (cpcr) را شروع كنيد .

B) اگر نمي توانيد بيمار را به بيمارستان انتقال دهيد :

او را در يك محفظه پر از آب گرم (در دماي 43-40 درجه سانتيگراد) قرار دهيد  به هر حال حداقل بيمار را از سرما و باران خصوصاً اگر با وزش باد باشد، دور كنيد  اگر مي توانيد پناهگاهي ساخته يا آتش روشن كنيد. گرم كردن مجدد بيمار بايد به آرامي صورت گيرد،‌ گرم كردن سريع مي تواند كشنده باشد .

* توجه:

اكثر بيماران مشكل خود را انكار مي كنند و در برابر كمك شما مقاومت مي نمايند. ولي شما بر مبناي علائم بيمار عمل كنيد، چرا كه قضاوت و منطق مصدوم قابل اعتماد نمي باشد. سپس:

1- او را با هر وسيله ممكن از سرما دور كنيد.

2- لباسهاي خيس را از بدنش در آوريد. شدت آسيب را با سنجش دماي مقعد به وسيله يك دماسنج بلند ارزيابي كنيد.

3- اگر بيمار آسيب ملايمي ديده است (دماي بين 5/25تا 36 درجه) اقدامات زير را انجام دهيد :
الف) مايعات گرم و شيرين به او بدهيد .

ب) لباسهاي خشك و گرم به او بدهيد .

ج) منبع گرمايي خارجي فراهم كنيد .

4- اگر بيمار نيمه هوشيار است:

الف)‌ او را بيدار نگه داريد .

ب) نوشيدني گرم

ج) آتش

 

5-11 سرمازدگي    Frostbite

منظور از Frostbite منجمد شدن بافتهاي بدن است :

A) مرحله اول :

در اين مرحله،‌ درگيري نوك گوش، بيني،‌ گونه ها،‌ نوك انگشتان دست و پا و چانه وجود دارد .اين مرحله به تدريج ظاهر مي شود كه فاقد درد است. در اين مرحله جريان هواي گرم را در اين نقطه برقرار كنيد. هرگز پوست را مالش ندهيد، بلكه دستها را به زير بغل ببريد تا گرم شوند‌. در حين گرم شدن، در آن ناحيه سوزش احساس مي شود .

B) مرحله دوم :

در اين مرحله،‌ درگيري پوست و بافت زيرپوستي وجود دارد. در اين حالت پوست سفت است ولي بافت زير آن نرم است. هرگز پوست را مالش ندهيد. با گرم شدن مجدد پوست ارغواني و ابتدايي حس مي شود و بعد دچار سوزش مي شود، گرم كردن مجدد اغلب باعث تورم ناحيه مي شود.

C) مرحله سوم :

در اين مرحله، بافت زير پوست سفت مي شود. در اين مرحله تمام دست يا پا گرفتار است و ممكن است بافت، كاملاً از بين برود. قبل از منجمد شدن، بافت مورد نظر اغلب دچار درد شديد و سوزش مي شود .در حين گرم نمودن،‌ پوست آبي،‌ ارغواني مي شود و به شدت دردناك مي گردد و دچار تاولهاي بزرگ شده و حتي ممكن است سياه گردد. اگر پوست در معرض سرما، مرطوب بوده يا با جسم سرد در تمــــاس بوده باشد،‌ شدت آسيب بيشتر است .
اگر بافت، هنوز منجمد است تا زماني كه اقدامات خود را شروع نكرده ايد،‌ آن را منجمد نگه داريد. همچنين اگر خطر منجمد شدن مجدد وجود دارد عمليات گرم كردن بافت را هرگز آغاز نكنيد .

6-11 درمان براي مراحل B و C

گرم كردن تدريجي بافت سرمازده اشتباه مي باشد. بافت را سريعاً با آب 43-41 درجه سانتيگراد گرم كنيد. دماي آب را مرتباً با دماسنج چك كنيد و پيوسته آب گرم به آن اضافه كنيد. از اشعه باز آتش براي گرم كردن آب استفاده نكنيد  چون ممكن است بيمار به طور اتفاقي دچار سوختگي شود. گرما بايد به طور يكنواخت توزيع شده و ثابت نگه داشته شود. اگر بافت سرمازده، بيني يا گوش مي باشد، آب گرم را روي آن بريزيد. عمل گرم كردن را آنقدر ادامه دهيد تا رنگ ناحيه مبتلا، قرمز يا آبي شود. براي ايجاد اين حالت حداقل 30 دقيقه گرم كردن لازم است. عفونت، مهمترين علت از بين رفتن بافت سرمازده مي باشد .

نواحي گرم شده را با ملايمت و با پارچه هاي استريل بانداژ كنيد. پنبه را بين انگشتان آسيب ديده قرار دهيد و در حين انتقال بيمار به بيمارستان اندام مبتلا را بالا نگه داريد .اگر بافت مبتلا به يكباره گرم شده آن را مجدد گرم نكنيد. هرگز به بيمار الكل ندهيد و در صورت امكان به بيمار چاي يا قهوه داغ بدهيد. اگر پاهاي او آسيب ديده اند اجازه ندهيد كه راه برود.

 

* توجه:

به بيمار اجازه سيگار كشيدن ندهيد چرا كه نيكوتين سيگار شريانها را منقبض مي كند و جريان خون را به ناحيه مبتلا بيشتر كاهش مي دهد .

7-11 پاي سنـگرمانده  Trench foot:

اين حالت، وقتي رخ مي دهد كه پاهاي شخص براي چند ساعت يا چند روز در معرض رطوبت يا دماي پايين (اندكي بالاتر از دماي انجماد) قرار داده مي شود. سوء تغذيه و استرس اين ضايعه را تشديد مي كند .در ابتدا سرد،‌ متورم و بي حس هستند. پوست روي پا سفيد و چين و چروك دار مي گردد و ممكن است دچار تورم شديد شود  پس از اينكه پاها گرم شدند قرمز متورم و داغ مي گردند و اغلب تاول مي زنند. از آنجا كه جريان خون مختل شده ممكن است پاها سياه شوند و اين مسأله به پوست اعصاب و عضلات آسيب مي رساند.

8-11 درمــان :

پاهاي بيمار را به مدت 8-6 ساعت در روز، خشك نگه داريد و به فرد بگوييد كه در طول اين مدت كفشها و جورابهايش را در آورد. به آرامي پاها را گرم كرده، ناحيه مبتلا را تميز كنيد و از پارچه استريل استفاده نماييد، تاولها را نتركانيد. بيمار را به بيمارستان منتقل كنيد. تهويه كافي براي بهبود لازم است .